شمس الدين محمد بن محمود آملي

207

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آورد كه او عطيه خود بدهد و نحوست نحسين او دفع كند . تسخير مريخ بايد كه چون ابتدا تسخير او كند او در جدى يا يكى از خانهاى خود بود و أز نحوست خالى و با زهره هيچ اتصالى نداشته باشد پس جامهء صوف سرخ در پوشد و كلاه سرخ بر سر نهد و از صفر و نحاس سوار و خواتيم در دست كند و از روز چهارشنبه روزه گيرد تا روز سه‌شنبه روزه دارد . در روز هفتم اسفرودى سياه وحشى بكشد و جگر او بخورد و از كندرو صبر و فلنجمشك و اذخر و افيون و دار فلفل اجزاى متساوى همه را بكوبند و در مجمره آهنين بخور كند و شمشير برهنه خون‌آلود در دست گيرد و سر بريده حيوانى در دست چپ و اگر گوشت خورد بايد كه سر گوسفند خورد و تركان را خصوصا آن‌ها كه اشقر باشند از آن بدهد و در برابر مريخ بايستد و خدمت كند و بعدد روزها كه او را اضطراب حاصل مىشد روى بر خاك مينهد . و اگر 10 بوده باشد 10 نوبت و اگر كمتر بوده باشد هم به مقدار آن و بعد از آن سر بر دارد و به خدمت بايستد و بگويد : يا نار الحميه و قده الروية و مزيل الملوك عن كراسيها و مدبر الجبارين و مبيح دماء المتسلطين و الاصل فى القيل و القال و المراء و الجدال و اراقة الدماء و القاء الشرفى الدهماء و بابها الشجاع القوى الصلب الشديد الغضب المتغلب الجابر الغالب القاهر الهادم الكاسر ذو السيف اللامع و الحديد القاطع صاحب السطوة و القهر غالب الجيوش هادم العروش كثير الباس و الشدة عظيم القوة و العظمة اسئلك به حق من وهب لك قواك و صفاتك ان تعطينى كذا و كذا . و حاجاتيكه مناسب او باشد از فتح قلاع و تخريب ديار و قمع جبابره و